racily
معنی فارسی
باداشتن طعم اصلي
معنی کامل و مثالها
/rā´sǝ lē/adv.
● به طور هیجان آمیز، به روش پر آب و تاب
● به طور زننده (رجوع شود به: racy)
تعریف انگلیسی
adverb
- in a racy manner “racily vernacular language” “Derived from adjective: racy”