دیکشنری فارسی

rack (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/rak/n.

● ویرانی، خرابی، نابودی

* go to rack and ruin

کاملا ویران شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن