دیکشنری فارسی

rack (6)

معنی کامل و مثال‌ها

/rak/n.

● (به ویژه گوسفند یا خوک) گوشت گردن، پشت مازو

● (گوسفند) گوشت دنده

a rack of lamb

شقه‌ی گوشت دنده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن