دیکشنری فارسی

raconteur

US'rækɔn'tuə

معنی فارسی

داستانسرا قصه گوي زبردست.

معنی کامل و مثال‌ها

/rak´än tu_r´/n.

● داستان‌گو، نقال، داستانسرا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person skilled in telling anecdotes

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن