radicalism
UKrædikəlizəm
US'rædıkə'lızəm
معنی فارسی
اصول حزب راديکال ، وابستگي به حزب راديکال
معنی کامل و مثالها
/-iz´ǝm/n.
● (اعتقاد به تغییرات بنیادی) ریشهگرایی، بنیادگرایی، (از نظر مخالفان آنها) بنیاد شکنی
تعریف انگلیسی
noun
- the political orientation of those who favor revolutionary change in government and society