دیکشنری فارسی

radicalize

UKrædikəlaiz

معنی فارسی

ريشه گراي کردن يا شدن،

بنيادگراي کردن ياشدن،

بنياد شکن کردن يا شدن، تندرو کردن

يا شدن، افراطيکردن يا شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/-īz´/vt., vi.

● (به ویژه از نظر سیاسی) ریشه‌گرای کردن یا شدن، بنیادگرای کردن یاشدن، بنیاد شکن کردن یا شدن، تندرو کردن یا شدن، افراطی کردن یا شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make more radical in social or political outlook “Her work in the developing world radicalized her” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن