radicalize
UKrædikəlaiz
معنی فارسی
ريشه گراي کردن يا شدن،
بنيادگراي کردن ياشدن،
بنياد شکن کردن يا شدن، تندرو کردن
يا شدن، افراطيکردن يا شدن
معنی کامل و مثالها
/-īz´/vt., vi.
● (به ویژه از نظر سیاسی) ریشهگرای کردن یا شدن، بنیادگرای کردن یاشدن، بنیاد شکن کردن یا شدن، تندرو کردن یا شدن، افراطی کردن یا شدن
تعریف انگلیسی
verb
- make more radical in social or political outlook “Her work in the developing world radicalized her” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody”