radicle
UKrædikl
معنی فارسی
ريشه کوچک ، اصل ريشه ، شاخه فرعي پي پارگ
معنی کامل و مثالها
/rad´i kǝl/n.
● (کالبد شناسی: آغاز ریشه مانند عصب یا رگ و غیره) بن پی، بن رگ، بن، بنچه
● (گیاهشناسی) ریشهی اولیه، ریشه چه، نوریشه
تعریف انگلیسی
noun
- (anatomy) a small structure resembling a rootlet (such as a fibril of a nerve)
مترادفها
noun
(also radicule)
Rootlet.