دیکشنری فارسی

radicle

UKrædikl

معنی فارسی

ريشه کوچک ، اصل ريشه ، شاخه فرعي پي پارگ

معنی کامل و مثال‌ها

/rad´i kǝl/n.

(کالبد شناسی: آغاز ریشه مانند عصب یا رگ و غیره) بن پی، بن رگ، بن، بنچه

(گیاه‌شناسی) ریشه‌ی اولیه، ریشه چه، نوریشه

مترادف‌ها

noun
(also radicule)
Rootlet.

واژه‌های دیگر با معنی «ريشه کوچک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن