radio control
UKreidiəəkɔntroul
معنی فارسی
فرمان راديويي
معنی کامل و مثالها
● (کنترل پرواز هواپیمای بدون خلبان و غیره از طریق علامتهای رادیویی) کنترل رادیویی، پرتو مهار