دیکشنری فارسی

radio frequency

UKreidiəəfriːkwənsiː

معنی فارسی

فرکانس راديويي فرکانس بالا

معنی کامل و مثال‌ها

● بسامد رادیویی، بسامد پرتوزاد (بین ده کیلو هرتز و یک میلیون مگاهرتز)

تعریف انگلیسی

noun
  1. an electromagnetic wave frequency between audio and infrared

واژه‌های دیگر با معنی «فرکانس راديويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن