دیکشنری فارسی

radio-

معنی فارسی

پيشوندي است به معناني > پرتو گستري> < تشعشع<

> راديوم> < زند اعلائي < که بکلمات ديگر ميچسبد اين

پيشوند وقتي به اول نام يک عنصر شيميائي بچسبد نام

حاصله نشانه ايزوتوپ راديو آکتيو آن عنصر است.

معنی کامل و مثال‌ها

/rā´dē ō, -ǝ/

● پیشوند:

● رادیو، رادیویی [radiotelegraph]

● شعاع مانند، پرتوی، شعاعی

● تابشگر، تشعشعی، رخشی [radiotherapy]

● با انرژی موجی، با کارمایه‌ی رخشی [radiothermy]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن