دیکشنری فارسی

radioactive

UKreidiəuæktiv US'reıdıəu'æktıv

معنی فارسی

درباب جسمي گفته مي شود که تاثيرات الکتريکي

توليدنمايد

معنی کامل و مثال‌ها

/rā´dē ō ak´tiv/adj.

● تابشگر، پرتوزا، رادیو اکتیو

● رخشی، رخششی

* radioactivity, n.

تابشگری، پرتوزایی، رادیو اکتیویته، رخششگری

تعریف انگلیسی

adjective
  1. exhibiting or caused by radioactivity “radioactive isotope” “radioactive decay” “radioactive fallout”

واژه‌های دیگر با معنی «درباب جسمي گفته مي شود که تاثيرات الکتريکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن