دیکشنری فارسی

radioelement

UKreidaioulimənt

معنی فارسی

پرتو ماده

معنی کامل و مثال‌ها

/-el´ǝ mǝnt/n.

● (عنصر رادیو اکتیو که ایزوتوپ ثابت و پایدار ندارد) پرتو ماده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن