دیکشنری فارسی

radiographic

UKreidigræfik

معنی فارسی

باپرتومجهول برداشته شده وابسته به پرتونگاري

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or produced by radiography “Pertains to noun: radiography”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن