دیکشنری فارسی

radiolocation

معنی فارسی

تعيين محل نقاط با استفاده از امواج

راديويي

معنی کامل و مثال‌ها

/-lō kā´shǝn/n.

● (به کار بردن رادار برای یافتن مکان و جهت حرکت) جایابی راداری

تعریف انگلیسی

noun
  1. measuring instrument in which the echo of a pulse of microwave radiation is used to detect and locate distant objects

واژه‌های دیگر با معنی «تعيين محل نقاط با استفاده از امواج»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن