دیکشنری فارسی

radiolucent

معنی فارسی

پرتو گذران پرتو رسان

معنی کامل و مثال‌ها

/-ō lōō´sǝnt/adj.

● (عبور دهنده‌ی اشعه‌ی ایکس و غیره) پرتو گذران، پرتو رسان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. almost complete transparent to X-rays or other forms of radiation “radiolucent tissues”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن