دیکشنری فارسی

radiophone

UKreidiəəfoun

معنی فارسی

اسبابي که با استفاده از نيروي پرتوگستر صدا

در مي آورد

معنی کامل و مثال‌ها

/rā´dē ō fōn´/n.

● رجوع شود به: radiotelephone

تعریف انگلیسی

noun
  1. a telephone that communicates by radio waves rather than along cables

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن