دیکشنری فارسی

radiosensitive

معنی فارسی

پرتو سوهشمند پرتو حساس

معنی کامل و مثال‌ها

/rā´dē ō sen´sǝ tiv/adj.

● (تباه شونده در اثر اشعه‌ی ایکس) پرتو سوهشمند، پرتو حساس

تعریف انگلیسی

adjective
  1. sensitive to radiation “radiosensitive cancer cells can be treated with radiotherapy”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن