دیکشنری فارسی

radome

معنی فارسی

برج رادار

معنی کامل و مثال‌ها

/rā´dōm´/n.

● ( به ویژه در هواپیما) محفظه‌ی رادار، گنبدچه‌ی رادار

تعریف انگلیسی

noun
  1. a housing for a radar antenna; transparent to radio waves

واژه‌های دیگر با معنی «برج رادار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن