raffle (1)
معنی کامل و مثالها
/raf´'l/n., vi., vt.
● (معمولا با: off) به قرعه کشی گذاشتن، لاتاری کردن
to raffle off a sewing machine
چرخ خیاطی را به قرعه کشی گذاشتن
● (نادر- با: for) در قرعه کشی شرکت کردن
● لاتاری، قرعه کشی
/raf´'l/n., vi., vt.
● (معمولا با: off) به قرعه کشی گذاشتن، لاتاری کردن
to raffle off a sewing machine
چرخ خیاطی را به قرعه کشی گذاشتن
● (نادر- با: for) در قرعه کشی شرکت کردن
● لاتاری، قرعه کشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن