raft (1)
معنی کامل و مثالها
/raft/n., vt., vi.
● (قایقی که از به هم بستن چند تخته درست شود) کلک، جاله
● (تخته بندی که شناگران برای ورود به رود یا دریاچه از آن استفاده میکنند) تختگاه کنار آب، شیرجهگاه
● قایق تهپهن ( پلاستیکی یا باد کردنی)
● با جاله حمل کردن، با کلک ترابری کردن
● جاله ساختن
● با جاله سفر کردن