rag (2)
معنی کامل و مثالها
/rag/n., vt.
● (خودمانی)
● دست انداختن، منتر کردن، به بازی گرفتن
● عیبجویی کردن، سرزنش کردن
● (انگلیس) شوخی (عملی) کردن با
● (انگلیس) شوخی عملی (غیر لفظی)
● (دانشجویان دانشگاه) نمایش (یا فعالیت و غیره) که درآمد آن صرف مصارف خیریه میشود