ragbag
معنی فارسی
کيف لباس هاي کهنه و بي مصرف.
آش شله قلمکار، معجون، خرت و پرت
معنی کامل و مثالها
/rag´bag´/n.
● بقچه یا کیسهی حاوی تکههای پارچه، لتهدان
● آش شله قلمکار، معجون، خرت و پرت
تعریف انگلیسی
noun
- a motley assortment of things
- a bag in which rags are kept