دیکشنری فارسی

ragbag

معنی فارسی

کيف لباس هاي کهنه و بي مصرف.

آش شله قلمکار، معجون، خرت و پرت

معنی کامل و مثال‌ها

/rag´bag´/n.

● بقچه یا کیسه‌ی حاوی تکه‌های پارچه، لته‌دان

● آش شله قلمکار، معجون، خرت و پرت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a motley assortment of things
  2. a bag in which rags are kept

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن