دیکشنری فارسی

ragged edge

معنی کامل و مثال‌ها

● (پرتگاه و غیره) لبه، آستانه

the ragged edge of poverty

آستانه‌ی فقر

* on the ragged edge

در شرف از دست دادن مشاعر یا خودداری یا شکیبایی و غیره

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن