ragout
UKrægaut
معنی فارسی
راگو خوراک معروف راگوکردن
معنی کامل و مثالها
/ra gōō´/n., vt.
● (خوراکپزی)
● راگو ( نوعی تاس کباب پرچاشنی)
● راگو درست کردن
تعریف انگلیسی
noun
- well-seasoned stew of meat and vegetables