دیکشنری فارسی

rail (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/rāl/vi.

● (با: at یا against) لغاز گفتن، لغز خواندن، عیبجویی کردن، سرزنش کردن، خرده‌گیری کردن

the speaker railed against government corruption

ناطق فساد دستگاه دولت را مورد نکوهش قرار داد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن