دیکشنری فارسی

railroading

US'reıl'rəudıŋ

معنی فارسی

راه اهن

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

● راه آهن سازی، مدیریت راه آهن

● شتاب‌کاری، چپاندن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the activity of designing and constructing and operating railroads

واژه‌های دیگر با معنی «راه اهن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن