rainproof
UKreinpruːf
معنی فارسی
مانع نفوذباران
معنی کامل و مثالها
/-prōōf´/vt., adj.
● ضد باران، پاد باران، عایق در برابر آب
● پاد باران کردن، در مقابل باران مقاوم کردن
تعریف انگلیسی
adjective
- not permitting the passage of water