دیکشنری فارسی

rainproof

UKreinpruːf

معنی فارسی

مانع نفوذباران

معنی کامل و مثال‌ها

/-prōōf´/vt., adj.

● ضد باران، پاد باران، عایق در برابر آب

● پاد باران کردن، در مقابل باران مقاوم کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not permitting the passage of water

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن