دیکشنری فارسی

rake (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/rāk/n., vt., vi.

● کمی کج بودن (مانند دکل یا دودکش کشتی که کمی به عقب خمیدگی دارد)

● دارای خمیدگی (خفیف ) کردن، کمی کج کردن

● (کف سالن سینما و تالار سخنرانی و غیره) کمی شیب داشتن، شیب کم

the rake of the stage

شیب صحنه‌ی تئاتر

● کجی خفیف

the rake of the mast

کجی دکل

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن