دیکشنری فارسی

ramp (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ramp/n.

● شیب راهه ( که برعکس پلکان با وسایل چرخدار هم می‌شود در آن حرکت کرد)

● (هواپیما) پلکان متحرک، پلکان چرخدار

● اسکله یا تختگاه شیب‌دار (برای به آب انداختن و از آب در آوردن قایق)، سکو

● (در بزرگراه‌ها) خمراه (که دو بزرگراه را به هم وصل می کند)، سربالایی اتصال، ورودی یا خروجی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن