دیکشنری فارسی

ramus

US'reıməs

معنی فارسی

شاخه (در کالبدشناسي)

معنی کامل و مثال‌ها

/rā´mǝs/n., pl.

● (گیاه شناسی) شاخه، بیرون زدگی شاخه مانند

تعریف انگلیسی

noun
  1. the posterior part of the mandible that is more or less vertical

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن