ranch
UKrɑːntʃ
USræntʃ
معنی فارسی
پرورشگاه گله درامريکا
معنی کامل و مثالها
/ranch/n., vi., vt.
● (در باختر و جنوب باختری ایالات متحده) مزرعهی بزرگ (با ساختمان و غیره)، رنچ، مزرعهی دامداری، مالداری
a horse ranch
مزرعهی پرورش اسب
● کسانی که در مزرعهی بزرگ کار میکنند
● مخفف: ranch house
● در رنچ کار کردن
● در رنچ پرورش دادن
تعریف انگلیسی
verb
- farm consisting of a large tract of land along with facilities needed to raise livestock (especially cattle)
- manage or run a ranch “Her husband is ranching in Arizona” “Somebody ----s”