دیکشنری فارسی

ranch

UKrɑːntʃ USræntʃ

معنی فارسی

پرورشگاه گله درامريکا

معنی کامل و مثال‌ها

/ranch/n., vi., vt.

● (در باختر و جنوب باختری ایالات متحده) مزرعه‌ی بزرگ (با ساختمان و غیره)، رنچ، مزرعه‌ی دامداری، مالداری

a horse ranch

مزرعه‌ی پرورش اسب

● کسانی که در مزرعه‌ی بزرگ کار می‌کنند

● مخفف: ranch house

● در رنچ کار کردن

● در رنچ پرورش دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. farm consisting of a large tract of land along with facilities needed to raise livestock (especially cattle)
  2. manage or run a ranch “Her husband is ranching in Arizona” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن