rand (1)
معنی کامل و مثالها
/rand/n.
● (انگلیس) کناره، حاشیه، مرز (به ویژه مرز شخم زده نشدهی کشتزار)
● چرم زیر پاشنهی کفش
/rand/n.
● (انگلیس) کناره، حاشیه، مرز (به ویژه مرز شخم زده نشدهی کشتزار)
● چرم زیر پاشنهی کفش
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن