دیکشنری فارسی

randomize

معنی فارسی

تصادفي کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/-īz´/vt.

● بختی کردن، تصادفی کردن، بختانه کردن، بخت وار گزیدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. arrange in random order “Randomize the order of the numbers” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «تصادفي کردن.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن