rank (2)
معنی کامل و مثالها
/raŋk/adj.
● انبوه، پر شاخ و برگ، پرپشت
rank grass
علف پر پشت
● بسیار حاصلخیز، پر محصول، پربار
● (بو) تند، نا(دارای بوی نا)، ترشیده، گند
● خشن، خشونت آمیز، زمخت، با بد سلیقگی
● محض، کامل، تمام عیار
rank deceit
تقلب محض
● (مهجور) حشری، (از نظر جنسی) انگیخته، فحل، گشن