دیکشنری فارسی

ranker

US'ræŋkə

معنی فارسی

سرباز (داخل صف) 8 افسرسربازي کرده

معنی کامل و مثال‌ها

/raŋ´kǝr/n.

● سرباز وظیفه، سرباز زیر پرچم

● افسر وظیفه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a commissioned officer who has been promoted from enlisted status
  2. an enlisted soldier who serves in the ranks of the armed forces

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن