rankle
US'ræŋkəl
معنی فارسی
چرک نشستن چرک جمع کردن
معنی کامل و مثالها
/raŋ´kǝl/vi., vt.
● (دراصل) چرک کردن، متورم و سرخ کردن یاشدن
● جانگداز بودن، رنج دادن، عذاب دادن
● دل چرکین شدن یا کردن، رنجاندن، رنجیدن
their indifference rankled him
بیاعتنایی آنان او را دل چرکین کرد.
مترادفها
verb neuter
1. Fester, be inflamed.
2. Be embittered, become more bitter, grow more intense, be inflamed.