دیکشنری فارسی

rankle

US'ræŋkəl

معنی فارسی

چرک نشستن چرک جمع کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/raŋ´kǝl/vi., vt.

● (دراصل) چرک کردن، متورم و سرخ کردن یاشدن

● جانگداز بودن، رنج دادن، عذاب دادن

● دل چرکین شدن یا کردن، رنجاندن، رنجیدن

their indifference rankled him

بی‌اعتنایی آنان او را دل چرکین کرد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. gnaw into; make resentful or angry “The injustice rankled her” “his resentment festered” “Something ----s somebody” “The bad news will rankle him”

مترادف‌ها

verb neuter
1. Fester, be inflamed.
2. Be embittered, become more bitter, grow more intense, be inflamed.

واژه‌های دیگر با معنی «چرک نشستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن