دیکشنری فارسی

rape (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/rāp/n., vt., vi.

● تجاوز به عنف، جماع زوری، زنای به عنف

● رجوع شود به: statutory rape

● (نادر) به زور بردن

● ویران سازی، چپاول و خرابی، مخروبه سازی

the rape of Nayshapoor by the Mongols

چپاول و ویران سازی نیشابور توسط مغولان

the rape of the northern forests

تخریب جنگل‌های شمال

● تجاوز جنسی کردن، زنای به عنف کردن

he raped the neighbor's underage daughter

به دختر خردسال همسایه تجاوز کرد.

● تباه کردن، ویران کردن، خراب کردن و چاپیدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن