دیکشنری فارسی

rapporteur

معنی فارسی

گزارش دهنده

معنی کامل و مثال‌ها

/rap´ôr tu_r´/n.

● (در جلسات و گردهمایی‌ها) گزارش دهنده

تعریف انگلیسی

noun
  1. a recorder appointed by a committee to prepare reports of the meetings

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن