دیکشنری فارسی

rapprochement

UKrəprəkemənt USræp'rəuʃ'mɔn

معنی فارسی

دوباره برقرارشدن روابط اصلاح

معنی کامل و مثال‌ها

/ra´prǝsh män´/n.

● آشتی، دوباره دوستی، دوستی مجدد

the rapprochement between East and West

آشتی میان شرق و غرب

تعریف انگلیسی

noun
  1. the reestablishing of cordial relations

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن