دیکشنری فارسی

rapt

UKræpt USræpt

معنی فارسی

ربوده برده مجذوب غرق مستغرق ازخودبيخود (شده)

معنی کامل و مثال‌ها

/rapt/adj.

● شیفته، شیدا، مفتون، مسحور، مجذوب، معطوف

a rapt smile

نگاه حاکی از شیدایی

rapt attention

توجه کاملا معطوف

● (مطالعه یا تفکر و غیره) مغروق، غرق، درخلسه

she was rapt in thought

او غرق اندیشه بود.

● (نادر) به عرش برده شده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. feeling great rapture or delight

مترادف‌ها

adjective
Enraptured, transported, ravished, entranced, charmed, delighted, enchanted, fascinated, spell bound, inspired.

واژه‌های دیگر با معنی «ربوده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن