rapt in meditation معنی فارسی مستغرق انديشه واژههای دیگر با معنی «مستغرق» snow under مستغرق ساختن، بيش ازحد توانايي در کاري مستغرق شدن، شکست فاحش خوردن. submerged fall آبشار مستغرق submerged intake آبگير مستغرق overwhelmed with reflection مستغرق انديشه، غوطه ور در فکر partially drowned jet فوران نيمه مستغرق sliding sluices دريچه کشويي مستغرق absorbed مجذوب، مستغرق، جذب شده self forgetful نفس خود را فراموش کرده، مستغرق در عالم خارج از خود overwhelm سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، مستغرق کردن wrapt ربوده، برده، غرق