دیکشنری فارسی

rare (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/rer/vi.

● (محلی) رجوع شود به: rear

● (آمریکا- عامیانه) مشتاق بودن، خواهان بودن

he is raring to go

او مشتاق رفتن است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن