دیکشنری فارسی

rasp

USræsp

معنی فارسی

سوهان چوب ساب سوهان درشت

معنی کامل و مثال‌ها

/rasp, räsp/n., vt., vi.

● سوهان چوب، سوهان دانه‌دار، چوب‌سای، چوب ساب (به سوهان معمولی که شیارهای موازی دارد می‌گویند: file)

● صدای خشن و گوشخراش (مثل صدای سوهان)، خرت خرت، قر قر، قارت قارت

the rasp of the frogs in the pond

صدای قرقر وزغ‌ها در برکه

● سوهان زدن، چوب سایی کردن، خراشاندن، ساییدن

rasp off any rough spots

ناصافی‌ها را سوهان بزن.

a cataract that rasps away the rock

آبشاری که صخره را می‌ساید

● (گوش یا اعصاب و غیره) آزردن

some sounds rasp the ear

برخی صداها گوشخراش هستند.

her words rasped my nerves

حرف‌های او اعصاب مرا خرد کرد.

● با صدای گوشخراش گفتن، صدای خشن درآوردن، خرت خرت کردن

to rasp out a speech

با صدای خشن نطق کردن

the chalk rasped across the blackboard

گچ بر روی تخته سیاه صدای گوشخراشی ایجاد کرد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. uttering in an irritated tone
  2. a coarse file with sharp pointed projections
  3. scrape with a rasp “Somebody ----s something”
  4. utter in a grating voice “Somebody ----s” “Somebody ----s that CLAUSE” “Sam and Sue rasp”

مترادف‌ها

I. noun
Coarse file (the prominences in which are made by a punch and not by a chisel, as are those of the file, properly so called).
II. verb active
Grate harshly upon, offend.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن