دیکشنری فارسی

raspy

UKrɑːspai US'ræspı

معنی فارسی

تيز و دلخراش

معنی کامل و مثال‌ها

/ras´pē/adj.

● گوشخراش، اعصاب خردکن، آزارآور

● زود آسیب، زود رنج

تعریف انگلیسی

adjective
  1. unpleasantly harsh or grating in sound “a gravelly voice”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن