دیکشنری فارسی

ratatouille

معنی فارسی

راتاتوي

معنی کامل و مثال‌ها

/rä´tä twē´/n.

● (خوراک بادمجان و سبزیجات و کدو و پیاز و گوجه فرنگی و سیر) راتاتوی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a vegetable stew; usually made with tomatoes, eggplant, zucchini, peppers, onion, and seasonings

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن