دیکشنری فارسی

rates

UKreits USreıts

معنی فارسی

نرخ قرار ميزان بها قيمت اندازه نسبت طبقه تندي

تعریف انگلیسی

noun
  1. a local tax on property (usually used in the plural)

واژه‌های دیگر با معنی «نرخ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن