دیکشنری فارسی

rath

USræθ

معنی فارسی

پيش رس زود رس سريع تند چابک مايل.

مترادف‌ها

adverb
(also rathe)
Early, betimes, quick, soon, speedily.

واژه‌های دیگر با معنی «پيش رس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن