دیکشنری فارسی

rathe

USreıð

معنی فارسی

پيشرس زودرس زوداي

معنی کامل و مثال‌ها

/rāth/adj.

(قدیمی)

تند، سریع، فرز، مشتاق

آغازین، زودآیند، زودرس (rath هم می‌نوشتند)

مترادف‌ها

adverb
See rath

واژه‌های دیگر با معنی «پيشرس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن