rating (1)
معنی کامل و مثالها
/rāt´iŋ/n.
● درجهبندی، درجه، رتبه، طبقه، ترتیب تقدم
● (نیروی دریایی) درجهدار، مهناوی
● میزان، مقدار، نظام اسمی، (دستگاههای حرارتی و غیره) مشخصات، قدرت، ظرفیت حرارتی
● (شخص یا بنگاه بازرگانی وغیره) میزان اعتبار، وضع مالی
● (اوراق قرضه و غیره) اعتبار، میزان مرغوبیت
● (رادیو وتلویزیون وغیره) آمارگیری شنوندگان (یا بینندگان)
● (آمریکا) طبقهبندی فیلمهای سینمایی (از نظر مناسب بودن برای نوجوانان)