ratiocinate
معنی فارسی
استدلال کردن منطق اوردن
معنی کامل و مثالها
/rash´ē äs´ǝ nāt´/vi.
● استدلال کردن، منطق به کار بردن، منطقی اندیشیدن
تعریف انگلیسی
verb
- reason methodologically and logically “Somebody ----s”